الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

347

الغدير ( فارسى )

بار خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن دارد . فرمود : شما اين را مىگوئيد و بدان معتقد هستيد ؟ گفتند : آرى . فرمود : بر اين گفتار گواهى مىدهيد ؟ گفتند آرى . فرمود : راست گفتيد . پس آن گروه روانه شدند و من به دنبال آنها رفتم و به يكى از ايشان گفتم : اى بندهء خدا شما چه كسانى هستيد ؟ گفت : ما گروهى از انصاريم و اين مرد ابو ايوب صاحب منزل رسول خداست . پس دست او را گرفتم و به او درود و تحيّت گفتم و با او مصافحه كردم . « 1 » از حبيب بن يسار ، از ابو رميله روايت شده كه چهار سوار از راه رسيدند و شتران خود را در رحبه خوابانيدند ، سپس نزد امير المؤمنين آمدند و گفتند : اى امير مؤمنان ، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد . فرمود : درود بر شما ، از كجا آمده‌ايد ؟ گفتند : موالى تو از فلان سرزمين آمده‌اند ، فرمود : از كجا شما دوستدار من هستيد ؟ گفتند : ما در روز غدير خم از رسول خدا شنيديم كه مىفرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . ابن اثير روايت كرده از كتاب الموالات ابن عقده به اسنادش از ابو مريم زرّ بن حبيش كه گفت : على از قصر بيرون آمد و سوارانى كه شمشير به كمر داشتند ، با او روبرو شدند و گفتند : اى امير مؤمنان و مولاى ما ، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد . على عليه السّلام فرمود : در اينجا از اصحاب پيغمبر چه كسى حضور دارد ؟ دوازده تن برخاستند كه در ميانشان قيس بن ثابت بن شماس و هاشم بن عتبه و حبيب بن بديل بن ورقاء بودند . آنان گواهى دادند كه از پيغمبر شنيده‌اند كه مىفرمود : من كنت مولاه ، فعلى مولاه . ابو موسى مدينى اين حديث را با بررسى و دقت در سند آورده است . « 2 » ابن حجر آن را از كتاب الموالات ابن عقده روايت نموده و صدر خبر را تا آنجا كه على گفت . . . از قلم انداخته و هاشم بن عتبه را نيز ذكر نكرده است . « 3 » اين روش او به مقتضاى عادتى است كه نامبرده در كاهش فضايل آل اللّه دارد .

--> ( 1 ) . كشف الغمة 93 . ( 2 ) . اسد الغابة : 1 / 368 . ( 3 ) . الاصابة : 1 / 305 .